تغییر

بالاخره امروزم کلاس 3D به خیر گذشت و استادمون از اون تابلو که تو پست قبلی گذاشتم کلی خوشش اومد. تازه فهمیدم مشکل دیروز واسه چی بوده و فردا که رفتم شرکت تمرین می کنم از اون محیط باز خروجی میگیرم .
آخ جووووووون ذوق مرگ نمودم خودم را !!!
راستی یه سری تغییر کوچیک توی قالب وبلاگ دادم آخه یکی اومده بود گفت قالبت دخترونه س! حالا فکر کنم دیگه بدتر شد. شد قلب جیگری !!! به هر حال من سلیقم بهتر ازین نیست و کلا آدم بد سلیقه ای هستم دوست عزیز! زیاد جدی نگیر ما ادعایی نداریم...
و اما تغییرات...!!!
اول یه بنر فلش به قالب اضافه کردم :
دومی اینکه درباره وبلاگ رو برداشتم :
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پابرجاست .
سلام بر روی ماه تو عزیزدل سلام از ماست .
تو یه رویای کوتاهی دعای هر سحرگاهی .
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه می خواهی.
من آن خاموش خاموشم که با شادی نمی جوشم .
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم .
تو غم در شکل آغازی شکوه اوج پروازی .
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی .
مرا دیوانه می خواهی ز خود بیگانه می خواهی .
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه می خواهی.
شدم بیگانه با هستی ز خود بی خودتر از مستی.
نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه می خواستی.
بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن.
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن.
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشقتر.
نمی ترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر.
پ.ن۱: دلم براش تنگ میشه اما مجبورم ...
یه سری برنامه جدید تو مخم دارم واسه آینده. امیدوارم بتونم تو این ۲ ماه اخیر عملی شون کنم خیلی ذهنم و مشغول کرده و نیاز به یه نیروی زیاد و تمرکز دارم.
راستی یکی از مهندسای شرکتمون پنج شنبه دیگه کامل تسویه کرد و نمیاد. همیشه هم می گفت چرا تو وبلاگت ازم چیزی نمی نویسی (آخه می دونست که من اینجا رو دارم ) ولی خوب نمی دونستم چی باید راجع بهش می نوشتم خوب هر روز می دیدمش و توی همه جریان کارم بود. اما حالا که رفته و دلم براش تنگ خواهد شد. دوست و همکار خوبی بود و از فردا باز تو شرکت صبحها تنهام مثل اوایل که اومده بودم و اون نبود. امیدوارم هرجا هست و مشغول به کار میشه موفق باشه چون پسر بسیار با معرفتی بود.
اینم از این.
پ.ن۲: فقط نمیدونم چرا پنجشنبه ازم خداحافظی نکرد و رفت!!!
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۲/۳۱ ساعت توسط پسر پاییزی
|






















دست نوشته های پسر پائیزی +