دردنامه (1)

:: رسیدم به حس برگی که می داند باد از هر طرف که بیاید
سرانجامش افتادن است ...
  
 
:: دلگیر نشو از حرف آدمها ! نیش زدن طبیعت آنهاست
سالهاست که به هوای بارانی می گویند "هوای خراب"
  
 
:: دنـیـا اونـقـدر کوچـیـکه که آدمــایـی رو کـه ازشـون متـنـفری هـر روز مـی بـیـنـی
ولـی اونـقـدر بـزرگــه که اونــی که دلـت مــی خـواد رو هـیـچ وقـت نمـی بـیـنــی...
 
 
:: همیشه سکوتم به معنای پیروزی تو نیست.
گاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختی.
 
 
:: جریان چیست که هیچ وقت جسد آنهایی
که ادعا دارند برای ما می میرند پیدا نمی شود؟
 
 
:: نباشی، دلم که هیچ ... دنیایم هم تنگ می شود!
  
 
:: کاش همیشه کودک می ماندیم
تا به جای دلهامون سر زانوهایمان زخم میشد...
 
 
:: خارپشتی شده‌ام که تیغ‌‌هایش دنیای امنی برایش ساخته
اما حسرت نوازشی عاشقانه تا ابد بر دلش مانده است
 
 
:: با من مدارا کن بعدها دلت برایم تنگ خواهد شد ..
چه تـــلـــخ است با بــــغـــض نوشتن...
  
 
:: آن قـــدر سکـــوت کـــــرده ام
کـــــه صـــدایــــم از یــــاد رفتــــه اسـت. !!!
 
 
:: کسی هست آغوشش را، شانه هایش را به من قرض دهد
تا یک دل سیر گریه کنم؟! بدون هیچ سوال، دلداری و نصیحتی!!!؟
 
 
:: مـردک ... کسی در این سوز و سرما دستــهايت را نمی گیرد.
در جيبــــت بـــگذارشان، شايد ذره ای خاطره ته جيبت مانده باشد، که هنوز هم گرم است!!!
 
 
:: چمدانت را بستی و چندبار پشت سرت را نگاه کردی و زیر لب گفتی
" چیزی را جا نگذاشته ام ؟ " چرا،برگرد.... یک دنیا خاطره
 
 
:: برگرد و تمام دنیا را غافلگیر کن
من حتی با خدا هم شرط بسته ام
 
 

دل نوشته شبانه (1)

باز دوباره در شبی خیلی غمگین و سخت٬ "نوای درونم" در چشمانم جوشید و در قلبم خروشید...
 
آه دلم خیلی گرفته بود ...
 
 
اوج بگیر
 
دیگر قفس شکست و تو آزاد پروازی
 
پرواز کن٬ اوج بگیر که دیدنت از این پائین
 
با حسرتی سنگین و چشمی اشک آگین
 
هم مرا بس است
 
ولی بدان شانه های شکسته و کمر تاشده ام
 
همیشه توان داشتنت را دارد.
 
گرسنه نمانی ...
 
هنوز دانه های چروک خورده وجودم باقیست
 
اوج بگیر
 
من این پائین اسیر بودنت
 
پست٬ مدفون خواهم شد...
 
 
 
دوری
 
هرچه خواستم
 
"دور"ی را کم کنم٬ نشد
 
برعکس شد
 
و چون "رود"ی
 
از چشمانم جاری گشت
 
 
دل شکست ...
 
کورمال کورمال
 
با چشمانی که نای دیدن ندارند
 
برایت می نویسم
 
دلی ساختم
 
که از پوست و رگ و کالبد خونم بود
 
ماهیت کلی قلبی که ساخته بودم با ارزش بود
 
اما شکست و باز به بی ارزشترین اجزایش بدل گشت ...
 
 
افشین (پارسا) - هفدهم تیرماه ۱۳۹۱
 
 

خیانت (آلوده - خواننده رستاک)

 
ترانه زیر بدون شک یکی از بهترین و با معنی ترین و با احساس ترین ترانه هاست که تا حالا شندیم... از عمق وجودش داره از خیانت میگه... مو به تنم سیخ میشه خیلی جاهای ترانه... با وجود اینکه توش فحش و بد و بیراه میگه اما به نظرم خیلی مناسبه و اصلا زننده نیست ...
 
دیشب تا نزدیکای صبح داشتم گوش می دادم هنوزم واسم تازگی داره... توی ترانه همه چی داره از نیاز و شکایت عشق و تنفر گرفته تا نا امیدی ... قبول شکست و حتی خودکشی ... خیلی با احساسه خیلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ....
 
یه دیوونه اینجا به عشق چشات
غزل می نویسه گرفتارته
 
یه احمق تو سرمای این زمهریر
پی فصل آغوش تب دارته
 
یه شاعر که آرامشش با تو بود
نشسته جدایی رو از بر کنه
 
میگن خیلی وقته بریدی ازش!
نمی خواد... نمی تونه باور کنه
 
کدوم گـوری هستی! به دادم برس
تو آغوش کی بال و پر میزنی؟؟؟
 
به چشمای کی زل زدی بی شرف!
بزن... زندگیمو طبر می زنی ...
 
شب زجه های منه عاشقه ...
لبات رو کدوم لب تداعی شده!
 
تنت خو گرفته به دستای کی؟
که آلوده این جدایی شده!
 
بدادم برس عمق این نیمه شب
قد اتفاق تو کوتاه نیست...
 
بدادم برس از جنون تا زمین
دو تا پنجره بیشتر راه نیست ...
 
 

  • متن ترانه: آلوده 
  • خواننده: رستاک
  • ترانه سرا: رستاک
  •  
  • دانلود موزیک:    Rastaak - Aloodeh 
  •  

    تنهایی

    از "الف" انتهای "تنها"
     
    تا "ی" آخر "تنهایـــــــــــــــــــــــی" را
     
    با بند بند وجودم احساس کردم...
     
    گاهی شیرین بود
     
    گاهی زهر مار!
     
    بیشترینش زیر باران بود..
     
    باران چشمانم...
     
    افشین (پارسا) -  ۱۵ تیر ۹۱
     
     

    آرامم ...

    آرامم ...

    مثل مزرعه ای که

    تمام محصولش را ملخ ها خورده اند

    دیگر نگران داس ها نیستم...

     

    آنگاه که ...

     
    آنگاه که غرور کسی را له می کنی

    آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی
     
    آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

    آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
     
    آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی

    آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری

     

    می خواهم بدانم
     
    دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی
     
    تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟
     

     

    Change

    If You Dont Like Where You Are.
     
    Change it!  You're NOT A TREE ...