کارهای جدید

اینم یه سری نمونه کار جدیدم که توی شرکت انجام دادم البته محیط بانک توی خروجی هنوز کامل نیست اما همه مدل سازی های کارهام رو طبق معمول خودم انجام دادم ...
 
۱- اتاق مدیریت (Scanline)
 
 
 
 
 
 
 
۲- اجسام (با متریال و نورپردازی Mental Ray)
 
 
 
 
۳- بانک ( Mental Ray | خروجی نهایی نیست.. )
 
 
 البته یه کتابخونه هم طراحی کردم که هنوز تو مرحله متریال و نورپردازیه ...
 
 
 
 

آپارتمان

اینم یه پروژه جدید که یکی از دوستام سفارش داده بود برای پروژه دانشگاه که ۳ روزه ۲تا نما زدم.. البته نقشه ش فقط بود و من براش با اینکه اصلا هنر معماری ندارم نما زدم.. فکر کنم بد نشده باشه ...
نظر شما چیه؟؟
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

پروژه پایانی

ببخشید که دیر اومدم
یه مشکلات فنی بود که رفع شد
اینم عکسای پروژه نهایی کلاسم ..
در کل هم عملی هم پروژه شدم ۹۸ از ۱۰۰
 
 
 
 
 
 
براش یه لیبل سی دی ام درست کردم استادمون خیلی خوشش اومد
 
 
 

پتوی دردسر ساز

اینم اون پتوی دردسر ساز پروژه من! البته محیطش رو زیاد جدی نگیرید
چون هنوز خیلی کار داره نور پردازیش تا طبیعی شه ...
 
 
 
 
 
 
 
پ.ن:
 
راستی!
 
آهای با توام که داری تو زنگیم قدم می زنی... !
 
حواست باشه...
 
من کسی که بهم شک داره رو نمی خوام!
 
 
 
 

آخرین جمعه 3D

این هفته بعد از ۵ ماه آخرین جلسه کلاسمه ... یه جوریم یه دلتنگی دارم نمی دونم چرا ...
 
این دفعه از ساعت ۸ تا ۲ کلاس داریم و موضوعشم انیمیشنه. هفته پیش یه جلسه انیمیشن یاد گرفتم که باهاش ۳ تا انیمیشن حدودا ۱۰ ثانیه ای ساختم. موقع ساختنشون خیلی خندم گرفته بود آخه خیلی با مزه بود. یه قوری آماده هست توی برنامه که بهش یکم حرکت دادم انگار داره ورزش می کنه! بعد کلی ایده اومد تو ذهنم اما خروجی گرفتن ازش خیلی مصیبت داره ...
 
زنگ زدم علی! دوستم که آخره هرچی گرافیک و سه بعدیه که تو ماشین بود و جوابمو نداد. دیگه مجبور شدم از آموزش خود برنامه استفاده کنم! انگلیسیم زیاد بد نیست حداقل نوشتاری اگه تخصصی نباشه می تونم بفمم. بالاخره فهمیدم چطوری میشه از فایل انیمیت شده خروجی گرفت. این جوری واسه فردا هم مثه همیشه یه جینگولک دارم که استادمون خوشش بیاد و بقیه تعجب کنن !  
 
 
اینم یکی از همون انیمیشنای من ! (دانلود کنین نظرتونم بگین خواهشاْ) : 
 
     right click ---> Save Target as
 
 
راستی من از جینگولک بازی توی کلاس خوشم میاد... خیلی ی ی ی ی ... مثه پارسال توی کلاس کورل و فتوشاپ که می رفتم .. چه کارا که نکردم! تازه اون موقع قبلش فتوشاپم بلد بودم و فقط می رفتم که مدرکشم داشته باشم . یادش بخیر چقدر جینگولک بازی در آوردم. حالا اگه رسید به اینجاها و این روزا توی سرنوشتم براتون تعریف می کنم...
 
هفته پیش یه چیز دیگه یاد گرفتم که خیلی جالب بود. اینکه میشه توی یه عکس دو بعدی یه چیز بکشی و حتی سایه اشم توی عکس بیافته ... خیلی ازین روش خوشم اومد.. توی شرکت با دیدن یه عکس از پروژه ها که توش خیلی خاک و خل بود یه ایده اومد تو ذهنم که یه فرقون درب داغون توش بزارم ... فکر کنم زیاد معلوم نیست بهش اضافه کردم .. چون اومدم خونه به مامانم نشون دادم گفت خوب چیه؟ اینکه یه عکسه! بعد فهمیم کارم درسته (الکی!) ....
 
اینم یه سری نمونه کارامه توی این ۲ هفته که نیومدم اینجا بنویسم ...
 
 
 
کتری شرکت! که هی می رفتم دمش تا ببینم چه شکلیه که طرحشو بزنم.
 
 
گاز طرح خودم! با یه نیم روی خوشمزه!
 
 
هدفون! که واسه محیط یه DJ ساخته بودم که نشد از اون محیط خروجی بگیرم
 
 
اینم همون محیط DJ که ضایع شدم واسه خروجی گرفتن ازش
 
 
اینم شراب کیوی!؟ نمیدونین واسه این کیویه چه زجری کشیدم
 
 
اینم لوگوی زنگ زده Afshin Design
 
 
اینم همون فرقون داغون!!!
 
 
اینم نقاشی و همون فرقون درب و داغون ! ...!
 
 
پ ن :
 
خیلی دیروز اعصابم خورد بود ... که نمی تونستم تحمل کنم ..
آخه چی فکر کرده بودی راجع به من! توهم فانتزی ام بد دردیه ...
 
آهای اگه یه روزی اینجا رو دیدی ...
.
.
.
یادت نره من حتی نمی خوام دیگه صداتم بشنوم چه برسه به ....
                                                                                                    ازت م ت ن ف ر م 
 
 
 

سایه ها

بالاخره اینم از پروژه این هفته که امروز تمومش کردم. البته یه محیط ساخته بودم که بازم نشد ازش خروجی بگیرم. این دفعه سعی کردم روی سایه ها کار کنم و یه ایده اومد تو ذهنم که بتونم یه کار جدید انجام بدم که جمعه نشون بدم و ببینم استادمون چی میگه ... امیدوارم خوشش بیاد .
 
 
 
 
تمرین این دفعه دل بخواهی بود منم طبق معمول کلی ایده اومد تو ذهنم که یکیش همین سایه ها بود و بقیه اش عملی نشد... البته امروز کمی از حقوق عقب افتادم رو گرفتم و می خوام کامپیوترم و اگه بشه بالاخره ارتقاء بدم. دیگه ازین خروجی نگرفتنا راحت میشم ...
 
 
پ . ن : آخه چرا همه نظر خصوصی میدن!!!
 
 
 

فوتومتریک!

امروز مجبور شدم واسه کارای عقب موندم که دیروز براتون گفتم تا ساعت ۲ و نیم توی شرکت بمونم و هی منتظر بشینم تا این خروجی تموم شه اما بازم به دلم ننشست مجبور شدم یکمم با فتوشاپ ماست مالیش کنم که تا حدودی قابل تحمل تر بشه ...
 
به این مدل نورپردازی میگن فوتومتریک که یکم طبیعی تر از نورهای دیگه اس.
 
 
 
 
این تابلو کاملا دو بعدی بود که با یه ترفند افینیشی! سه بعدیش کردم و خودم حال کردم
 
 
 
 

مشکل

 
این چند روز هرچی 3D کار  کردم بیخود بود . یه محیط داخلی خوشگل و شیک طراحی کرده بودم اما فایلش یه مشکلی پیدا کرد و اصلا نتونستم ازش خروجی بگیرم.
 
امروز دیگه مجبور شدم هل هلی یه محیط دیگه طرح بزنم اما اصلا به دلم ننشست تازه هنوزم خروجی هاش رو نگرفتم فردام که زود باید بیام خونه موندم که چیکار کنم و اصلا این محیط بیخود رو جمعه به استاد نشون بدم یا بگم اصلا تمرین ندارم ...
 
آخه همیشه تمرینام خوب بود و مورد تشویق استادمون قرار می گرفتم حالا برم چی بگم! بگم بچه پر کاره کلاس این هفته یه محیط خیلی ساده که کلا ۳ ساعتم روش کار نکردم و آورده! حتما آبروم میره ..
 
آره بگم تمرین ندارم یا وقت نشد بهتره. نه نه اصلا میگم مشکل خانوادگی داشتم!!! نه اینم خوب نیست آها بگم این هفته مریض بودم! اینم نمیشه! اگه آنفولانزای سگی ام گرفته بودم خوب میشد یه هفته ای !
 
چیکار کنم یعنی!
 
حالا فردا سعی می کنم  یه جینگولک بازی در بیارم تو کارم که همه چیز و ماست مالی کنه. این از همه بهتره . تو فکرم هست یه مدل خفن لوستر بزنم با کلی نور . آره همین خوبه ...
 
 
پ . ن : راستی سرنوشت زندگیم رو به زودی ادامه میدم فکر نکنین که یادم رفته ...
 
 
 
 

پ ر و ژ ه

با اینکه این هفته تمرین نداشتیم اما من تو عید چون نمی تونستم تو تعطیلات کار کنم واسه همین یه کاری که باید اون موقع انجام می دادم رو این هفته وقت شد که بهش برسم و تمومش کنم ... تنها فرقش اینه که اون موقع ماده و متریال بلد نبودم اما الان بلدم و انجام دادم ...
 
 
 
 
پ.ن: انگار باز کسی نمیاد این ورا ....
 
 

پروژه پانزدهم

حدودا ۴ ماه هست که جمعه یه خواب درست حسابی نکردم. تازه ساعت ۶ صبح باید پاشم یه دوش بگیرم تا ساعت ۱۲ و نیم ام زل بزنم به کامپیوتر!
 
خیلی تو طول هفته کم جلو کامم!!! .
 
دیگه دارم از هرچی کامپیوتره بدم میاد ... همیشه وقتی خونه بودم از صبح تا شب جلوش می نشستم کلی کار می کردم مثلا کلیپ فلش می ساختم با کلی دانلود و ....   
 
به هر حال دیگه حدودا یه ماه بیشتر از کلاسم نمونده و کلا ۴ هفته دیگه جمعه نمی تونم مثه آدم بخوابم... هفته پیش یکمی واسم ضد حال بود چون قراره چندتا از دوستام تو این کلاس با استاد مرادی خصوصی کار کنن و دیگه آخره 3D بشن .. ولی حیف من نه وقتشو دارم نه پ و ل .... وگرنه خودم ته استعدادم و همیشه کلی از طرف استادمون تشویق شدم و سعی کردم بهترین باشم ...
 
 
آخرین کار های  3D م بعد از یه جلسه یادگیری ماده و متریال
 
 
 
 
پ.ن: هیچ کی انگار اینجارو نمی خونه......