آغوشت

 
بــیا و معجــزه کن ...
 
آغوشت که باشد
 
غــروب هــای دلـــگیــرِ پــاییــز هم
 
دلـچــسب مــی شود
 
ایــن روزهـا
 
آرزوی پنهـــانی ام هــمیــن است

یک شـبی

همـــه ی خــودم را

در آغـــوشــت پـــیــدا کـــــنم !!

من هــم گـــاهی آغــوش میخواهـــم

دل کـه ایـــن چــیزهــا حــالیــش نیست

نــبودنت

نــداشتنت

دلـــم آغوشت را میخواهـــد بــرای هــمیشـــه

 

مرض!

تازه فهمیدم چقدر مرضای جدید بجز ایدز و هپاتیت و سرطان و دیابت و فلج اطفال و هزاران هزار بیماری پنهان و آشکار دیگه اختراع و اکتشاف شدن!
 
فک می کردم فقط یه سری ویروس و باکتری و میکروب دلیل مریض شدن آدمیزاده!
 
علم که میگن پیشرفت کرده همینه دیگه!
 
با نگاهی کاملا شاد! می خوام نوعی بیماری یا همون مرض جدید رو اینجا بنویسم البته شاید شما هم با این امراض آشنا باشید و من تازه کشفشون کردم ... جان من اونا که میدونن نگن من چقدر داغونم که فک کردم چیز جدیدی کشف کردم!
 
چند روز پیش تو تاکسی نشسته بودم حس کردم نفر بغلیم که دم پنجره نشسته بود یه کمی مریضه! حالا بگین چه چوری کشف کردم که چه مرضی گرفته! خوب خیلی راحت بود! حالا میگم خودتون ببینین این فرد مرض داره یا نه!؟
 
فک کنید یه مرد میانسال با موهایی کاملا مجعد که از وسط هم باز کرده بود کنار پنجره نشسته بود. بیرونم باد و بوران بود و پاییز عزیزم حسابی سر و صدا کرده بود.
 
این فرد کاملا شاد! پنجره رو تا جایی که میشد پایین داده بود و تازه دستشم مثه وقتی کلاسور دستت میگیری چه جوری میشه! همونجوری دستشو انداخته بود بیرون و کاملا مریض! هم موهای بنده هم موهای خودش شبیه بز اخوش روی هوا بود!
 
صحنه رو تصور کنید فقط! تازه از فرط باد شدیدی که بهش می خورد چشماش اندازه نخود شده بود!
 
خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش این آدم سالمه ؟؟؟ 
 

سرنوشت من ( 5 )

بالاخره بعد از تقریبا ۲ سال! (باورم نمیشه!) دوباره می خوام از << سرنوشت من >> بنویسم ...
 
سرنوشت من ( قسمت پنجم - کودکی ۵ )
 
ایندفعه می خوام یکم از تفریحات سالم دوران کودکیم بنویسم٬البته تفریح غیر سالمی تا این لحظه از عمرم شاید نداشتم! کلا پاستوریزه که میگن شاید درست باشه! نمی دونم!؟ بگذریم...
 
تفریح سالم ماشینی: چون خانواده پرجمعیتی محسوب میشدیم معمولا توی ماشین قسمت جلو ۲ نفر می نشستیم و تفریح من تو جاده این بود که ماشینای جلویی رو زیر نظر می گرفتم که وقتی تو یه دست انداز می افتن و بعد ما که از همون نقطه جاده رد میشیم تکونامون یکیه یا نه!
 
ازونجا که تا یادمه بابام ماشینهای درب داغون زیاد داشت توی جاده سایه ماشینمونو زیر نظر می گرفتم که مثلا از بغل شبیه کدوم ماشین مدل بالاس! معمولا زمان غروب خورشید سایه ماشین خیلی شیک تر میشد و من کیف می کردم!
 
یکی دیگه از تفریحات سالم که ماشین سهم زیادی رو داشت جویدن لاستیک پایین پنجره های ماشین بود که معمولا توی مسیرهای طولانی بیشتر حال می داد نمی دونم لامصب چی داشت که بدجوری کرم توی وجودم وول می خورد که گاز گاز کنمش!
 
 البته یه تفریح دیگه که اکثرا تجربه ش کردن نشستن پشت فرمون و بوق زدن و قان قان کردن بود که منم ازش بی نصیب نبودم ولی چون زیاد بودیم و امکانات کم بود یه کمی سخت بود ولی همون مدت کم کلی تفریح می کردم و شاد می شدم ...
 
تفریح سالم دستگاه های بازی یا همون کنسول امروزی : خوب این قسمت از تفریح رو همه پسر بچه های فامیل (رضا محمد میلاد فراز و ... ) باهاش خوب آشنا بودن و معمولا همه باهم بودیم و حتی شبام خونمون میموندن٬ خونه ما بسته به سن و زمان! خونه بابکینا خونه سیامکینا خونه افشینینا خونه شاهینینا نامگذاری میشد!
 
هنوزم که هنوزه این دستگاهها و بازی باهاشون ادامه داره (خرس گنده و خجالت نمی کشی و ازین صحبتا!) ولی خوب خیلی حال میداد مخصوصا وقتی که نداشتیم و از "علی آقا" و "آقا وحید" پلی استیشن کرایه می کردیم و جاتون خالی از یه ثانیه حضورشم استفاده می کردیم و حتی شبام پلک رو هم نمیذاشتیم وقتیم زمان پس دادنش بود غم دنیا رو می خوردیم... 
 
اولین دستگاهمون آتاری بود یادمه زمانی که می خواست بابام بخره هی نه و نو می کرد بعد یه دفعه با یه نایلون مشکی اومد تو و گفت اینم اتاری! خیلی خوب تفریحی بود و ذوق مرگ میشدیم... بعد از آتاری توی حسرت نینتندو بودیم ولی بعد سگا خریدیم بعد پلی استیشن ۱ و ۲ بعدم که ایکس باکس
 
اینم از تفریحات من ... البته تفریحات سالم زیاد دیگه ام داشتم اما چون مثل همس نیازی به گفتن نداره مثل خاله بازی! خونه سازی! و ...
 
ادامه دارد ...
 

قورباغه

قورباغه توی کلاس ورجه ورجه میکرد.

آقای افتخاری گفت:قاسم! این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون.

قاسم گفت:آقا اجازه؟ ما از قورباغه میترسیم

 آقای افتخاری گفت:ساسان! تو این قورباغه را بینداز بیرون

ساسان گفت:آقا اجازه؟ ما هم میترسیم

آقای افتخاری گفت:بچه ها! کی از قورباغه نمیترسد؟

من گفتم:آقا اجازه؟ ما نمیترسیم

 آقای افتخاری گفت:کیف و کتابت را بردار و زود از کلاس برو بیرون.

گمان میکنم که محمود مرا لو داده باشد

و گرنه آقای افتخاری از کجا میدانست که من قورباغه را به کلاس آوردم؟!

 

تکیه بر باد

تقاص چی رو می گیری که تا اینجا کشوندیمون

کجای راهو کج رفتیم که تا اینجا رسوندیمون
 
 
اگه من جای تو بودم میون این همه دردم

یه روز از چشم این مردم تو رو پنهون نمی کردم
 
 
تو رفتی بعد تو حالم یه حالی مثل مردن بود
 
تو هم تنها شدی اما کجا حالت مثه من بود
 
 
اگه دلگیری از دنیا منم مثل تو آشفتم

ولی من جای تو بودم به مردم راست می گفتم
 
 
یه دردی سوخت تو سینه ام که تو از خاطرم بردی

من اون زخمی رو خوردم که تو از حس کردنش مردی
 
 
تقاص دل کشی های یه آدم تو همین دنیاس

بذار ما رو بسوزونن جهنم تو همین دنیاس
 
 

  • متن ترانه: تکیه بر باد 
  • خواننده: محمد اصفهانی 
  • ترانه سرا: روزبه بمانی
  •  
    آهنگ جدید و فوق العاده زیبای محمد اصفهانی به نام تکیه بر باد: دانلود   
     

    یه شروع

    این دفعه یه جوره دیگه اومدی ...
     
    هیچ وقت اینقدر غافلگیرم نکرده بودی
     
    باز سرد بودی  باز سوز داشتی
     
    سوزت و دیشب با همه وجودم یه جایی دور از این شهر احساس کردم...
     
    ایندفعه برعکس ۲۹ بار پیش خیلی خوب شروع شدی .... خیلــــــــــــــــــی
     
    دیگه با غم نیومدی
     
    نشونم دادی میشه بیای یه بار بجای غم تو دلم کلی خوشی باشه
     
    همیشه برام خوش یمنی٬ همیشه یه نشونه داری واسه زندگیم
     
    دوست دارم تو یکی از این سه ماهت نزدیک همون سوز همیشگیت واسه همیشه برم
     
    پاییز سی ام خوش اومدی...