دوباره بیکاری

 
دوباره بعده کلی شعر و آهنگ و داستان دوست دارم از خودم بنویسم... چون واقعا بهش نیاز دارم. تنها جایی که می تونم حرفامو بزنم اینجاست ....
 
طبق معمول نمی دونم از کجا باید شروع کنم البته زیادم اتفاقای مهمی نیوفتاده! شایدم یکیش مهم باشه و بهتره ازون شروع کنم! نه؟
 
سیزدهم آذر دقیقا بعد روزی که تولد گرفتم رفتم شرکت. طبق معمول از اتاق پایین شروع کردم به سلام احوالپرسی و اینا که دیدم امیر نشسته و داره چایی می خوره و با دوستا حرف می زنن و بحث بنزین و این چیزا بود. بازم طبق معمول رفتم توی آشپزخونه که غذام و بذارم توی یخچال و مثه همیشه با آقای محلاجی (آبدارچی شرکت) سلام علیک کردم و ظرف غذام و گذاشتم توی یخچال و باز برگشتم اتاق پایین پیش امیر... ازش پرسیدم که نمیاد بریم بالا که با یه لحن کاملا سرد گفت تو برو منم بعدا میام! که خیلی بهم برخورد اما به روم نیاوردم و رفتم بالا و لب تاپ و گذاشتم رو میز و چون چند روزی بود که کاری واسه انجام دادن نداشتم رفتم نت و یکم راجع به 3d Max و موتور رندر Vray آموزش و فیلم دانلود کنم..
 
سه ساعتی تنها بودم که حدودای ساعت ۱۲ بود که امیر اومد بالا و کاملا سرد و بی تفاوت (چون همیشه شوخی می کرد و سر به سر میذاشت ) رفت پشت کامپیوترش و مشغول شد! دیگه حتی آهنگم نگذاشت! خیلی اخلاقش بد بود اون روز! تا اینکه مسئول دفتر شرکت آقای نوریان! که اتفاقا دوست فابریک امیرم هست اومد توی اتاق و کاملا تابلو با امیر پچ پچ می کردن اما یه جوری که منم بفهمم! هی امیر میگفت آره طفلکی گناه داره میاد کاریم که نیست و اینا. نوریان می گفت آره فلانی گفته ... نمی دونم دیگه بعضی جاهاشو یواش می گفتن اما خیلی تابلو بود.. منم سعی کردم سرم تو کار خودم باشم که یه دفعه نوریان رو به من کرد و گفت! ...
 
شما جای دیگه ای مشغول نیستین!!!
 
واییی یعنی چی ! این دیگه چه حرفیه! من که هر روز دارم از ۹ تا ۶ یا شایدم بعضی وقتها ۸ میام و توی شرکتم! چطور میشه که این حرف و بزنه! مگه میشه اصلا!؟ شما بودین چه فکری می کردین! آره معلوم بود که می خواست بگه خوب فکر یه کار جدید باشم... منم زود این چیزا رو می گیرم... البته چون اون روزا مدیر عاملمون اسپانیا بود نمی تونست بدون حضورشون بهم بگن برو! اما من همون لحظه تصمیم ام رو گرفتم که دیگه از فردا نرم!
 
ساعت ۴ از امیر خیلی بی تفاوت خداحافظی کردم و اومدم خونه! فردا صبحشم به امیر اس ام اس زدم که نمیام و دوست ندارم که بگن نیا! فردا میام که باهاش فقط حرف بزنم! دیدم اصلا تحویل نگرفت و حتی جوابمم نداد... واسه همین فرداشم نرفتم و ازون روز تا حالا بیکارم و دارم دنبال کار می گردم.
 
 
دوست دارم که به کارای گرافیک وب و طراحی سایت... برگردم  و این چند وقت هست که بیشتر دنبال این کار می گردم! تو این مدت  شاید بی اغراق بیشتر از بیست جا رزومه دادم و ده جایی رفتم واسه مصاحبه! اما همه آچار فرانسه می خواستن که همه چی بلد باشه! یا سابقه کار می خواستن با نمونه کارای اجرا شده! که من جز سایت خودم چیز دیگه ای برای ارائه نداشتم... البته چند روزی هست دارم یه سری برنامه نویسی وب یاد می گیرم. از توی نت کلی آموزش گرفتم اما خیلی سخته که خودم یاد بگیرم ولی همه سعی ام و دارم می کنم چون کاری هست که واقعا بهش علاقه دارم...
 
امیدوارم که بشه ...
 
 
  

آدمکهای چوبی

 
روزی
 
با دو چوب کبریت
 
آدمکی ساختم
 
تا تنهاییم را
 
با آن قسمت کنم
 
و امروز
 
اتاقم پر شده از
 
آدمکهای چوبی
 
ولی هنوز هم
 
تنهایم ...
 
 

آخرین بوسه

 
این آخرین شامِ                                                    این آخرین شامِ
 
شمع ها رو روشن کن                                            با تو سر یک میز 
 
نبضت تو دستامه                                                   این آخرین مهرِ
 
شمع ها رو روشن کن                                             از آخرین پاییز
 
 
 
این آخرین لبخند                                                   شمع ها رو روشن کن
 
این آخرین بوسه                                                   شب دلهره داره
 
بعد از تو این شبها                                                باید برم اما ...
 
تکرار کابوسه...                                                    عطرت نمیذاره....
 
 
  
فردای من بی تو                                                  این آخرین لبخند
 
تلخ و غم انگیزه ...                                               این آخرین بوسه
 
شمع و تماشا کن                                                بعد از تو این شبها
 
چه اشکی می ریزه ...                                         تکرار کابوسه...
 
 
» متن ترانه آخرین شام (ترانه سرا : مریم اسدی | خواننده : رستاک)
 
 
 

چه حس خوبیه ...!

 
چه حس خوبیه اینکه تو هستی
عاشقتر از خودم پیشم نشستی
 
عادت میدی منو به مهربونیات
تا من نفس نفس دیوونه شم برات
 
چه حس خوبیه اینکه تو با منی
که به روی من لبخند می زنی
 
اینکه به فکرمی به فکر من فقط
هرچی نگات کنم سیر نمی شم ازت
 
با تو به زندگی دلخوشی اومده
خوشبختیه منو چشمات رقم زده
 
چه حس خوبیه شیرینه لحظه هام
شادم کنار تو... همینو من می خوام
 
مراقبی یه وقت من بی قرار نشم
سنگ صبورمی که غصه دار نشم
 
 
» متن ترانه چه حس خوبیه (ترانه سرا : مریم اسدی | خواننده : علیرضا بهلولی)
 
 
پ.ن:
  اینم لینک دانلود این آهنگ :  Alireza Bohlouli - Che Hesse Khoobie 
 
 

ايران و ركوردهای تاريخ جام ملت‌ها

اینم یه پست کاملا متفاوت:
 
 
ايران ركورددار بهترين‌هاي تاريخ جام ملت‌ها

گرچه عربستان با 3 عنوان قهرماني و 3 نايب قهرماني پرافتخارترين تيم آسيايي به حساب مي‌آيد اما آماري که از تمامي ادوار جام ملت‌ها بر جاي مانده از قدرت بي چون چراي فوتبال ايران در سال‌هاي گذشته خبر مي‌دهد.


از روز جمعه پانزدهمين دوره رقابت‌هاي جام ملتهاي آسيا آغاز مي‌شود. مروري بر عملکرد تيم ملي ايران در دوره‌هاي برگزار شده نشان مي‌دهد که فوتبال ايران از سابقه بزرگي در فوتبال آسيا برخوردار بوده و به پشتوانه همين سابقه درخشان، در قطر هم تمامي 15 حريف ايران به ديده احترام به تیم ایران نگاه مي‌کنند.
 
تيم ملي فوتبال ايران در رقابت‌هايي که برگزار شده تا به حال موفق شده به سه عنوان قهرماني دست يابد که از اين حيث ايران در کنار تيم‌هاي عربستان سعودي و ژاپن پرافتخارترين تيم‌هاي آسيا هستند اما عربستان به خاطر سه عنوان نايب قهرماني در وضعيت بهتري در مقايسه با ايران و ژاپن قرار دارد.
 
با اين حال ديگر آمارها کاملا به سود فوتبال ايران است. علي دايي بهترين گلزن تاريخ فوتبال ملي جهان با 14 گلي که در رقابت‌هاي جام ملتهاي آسيا به ثمر رسانده بهترين گلزن تمامي ادوار تاريخ اين رقابتهاست. پس از علي دايي لي دونگ کوک بازيکن تيم ملي کره جنوبي با 4 گل کمتر از کاپيتان سابق تيم ملي ايران در جايگاه دوم قرار دارد. ضمن اينکه او با به ثمر رساندن 4 گل در يک بازي در ديدار تاريخي ايران برابر کره جنوبي که با نتيجه 6 بر دو به سود مردان مايلي کهن به پايان رسيد، بهترين آمار را در بين تمامي گلزن‌هاي تاريخ اين رقابت‌ها در اختيار دارد.
 
 
يکي ديگر از نکات جالب در مورد دايي اين است که او با 8 گلي که در جام ملت‌هاي 96 به ثمر رساند، بيشترين گل را در تاريخ اين رقابتها در يک دوره از مسابقات به ثمر رسانده است. در سال 2007 که آخرين دوره جام ملت‌هاي آسيا هم به حساب مي‌آيد سه بازيکن عراقي، ژاپني و عربستاني با 4 گل عنوان بهترين گلزن را کسب کردند و علي کريمي هم در سال 2004 در کنار اعلا هوبيل از بحرين با 5 گل در رده نخست بهترين گلزنان قرار گرفتند.
 

دايي بهترين گلزن و تيم ملي صاحب بيشترين برد و گل‌زده

 
مهدي مهدوي کيا کاپيتان تيم ملي ايران در رقابت‌هاي جام ملتهاي 2007 هم با 4 حضور در سالهاي 96، 2000، 2004 و 2007 بيشترين حضور را در اين رقابتها داشته است. لي نينگ از چين و عدنان التالياني از کويت هم وضعيتي مشابه با مهدي مهدوي کيا دارند.
 
 
 
نکته جالب توجه ديگر به تعداد بردهاي ايران باز مي‌گردد. در شرايطي که عربستان به عنوان پرافتخارترين تيم اين رقابتها 18 برد در کارنامه خود دارد، تيم ملي ايران با 31 برد بهترين شرايط را در ميان تمامي تيم‌هاي آسيايي در کل ادوار تاريخ جام ملتها ثبت کرده است.
 
اين در حالي است که تيم ملي ايران در تمامي دوران حضورش در اين رقابتها 106 گل به ثمر رسانده که از اين حيث هم فوتبال ايران با اختلافي فاحش نسبت به ساير تيمهاي آسيايي در رده نخست ايستاده است. پس از ايران، کره جنوبي با 27 گل زده کمتر در جايگاه دوم قرار دارد.
 
 
نکته جالب توجه ديگر اينکه هر سه عنوان قهرماني تيم ملي ايران در جام ملتهاي آسيا با مربيان ايراني کسب شده است. محمود بياتي، محمد رنجبر و سرانجام حشمت مهاجراني مربيان ايراني بودند که توانستند به همراه تيم ملي ايران در سالهاي 1968، 1972 و 1976 با تيم ملي ايران قهرمان آسيا شوند.
 
 
نکته جالب توجه ديگر آنکه پس از قهرماني عربستان در سال 1974 که با هدايت خليل الزياني به دست آمد هيچ مربي آسيايي ديگر نتوانسته تيمي را در قاره کهن به قهرماني برساند.
 
مربيان ايراني در رده ملي پرافتخارترين مربيان قاره آسيا در رقابتهاي جام ملتها هم به حساب مي‌آيند و پس از ايران که با سه مربي بومي‌اش به قهرماني در آسيا رسيده دو مربي کره‌اي هم اين افتخار را داشتند که در دو دوره نخست تيم ملي کره جنوبي را قهرمان آسيا کنند.
 
 
بيشترين گل زده در يک بازي هم به بازي ايران برابر يمن شرقي باز مي‌گردد که در سال 1976 تيم ملي ايران موفق شد با نتيجه 8 بر صفر اين تيم را از پيش رو بردارد.
 
 
 
همه اين آمارها از قدرت فراوان فوتبال ايران در سال‌هاي گذشته خبر مي‌دهد و حالا پانزدهمين دوره جام ملت‌هاي آسيا پيش‌روي تيم ملي است. اين بار قطبي است که مي‌تواند پس از سال‌ها سنت شکني کند و ضمن کسب عنوان قهرماني در آسيا نام خود را به عنوان اولين مربي بومي به ثبت برساند که توانسته پس از 27 سال يک تيم آسيايي را قهرمان آسيا کند.
 
 
 
  

یه نفر - امین رستمی

 
آهنگ فوق العاده زیبا و احساسی از امین رستمی بنام یه نفر
 

( مــــلودی : امــین رستمی - تنظـــیم : سیـــاوش صدری - تــــرانه ســـرا : فرشید وحــــدت )

 برای مشاهده لینک های دانلود این آهنگ بر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید  
 
 
 
ادامه نوشته

کره خر!

 

کر ه ای گفت به بابای خرش

پدر از همه جا بی خبرش

وقت آن است که برای پسرت

این الاغ نره ی  کره خرت

ماده ای خوشگل و زیبا گیری

تو که هر روز به صحرا میری

وقت آن است که زن دار شوم

ورنه از بی زنی بیمار شوم

پدرش گفت که ای کره خرم

ای عزیز دل بابا پسرم

تو که در چنته نداری آهی

نه طویله . نه جلی نه کاهی

تو که جز خوردن مال پدرت

پدر نره خر دربدرت

هیچ کار دگری نیست تو را

یک جو عقل به سر نیست تو را

به چه جرات تو زه من زن طلبی

باورم نیست که اینقدر جلبی

باید اول تو بگیری کاری

بهر مردم ببری تو باری

بعد ازآن یک دو تا پالان بخری

بهر آن کره خوشگل ببری

یک طویله بکنی رهن و اجار

تا که راضی شود از تو آن یار

بعد باید بخری رخت عروس

بهر آن ماده خر خوب و ملوس

جلی ار جنس کتان اعلاء

روی جل نقش و نگاری زیبا

بعد باید بکنی گلکاری

بهر ماشین عروس یک گاری

وقتی اینها بشود آماده

بعد از این زندگیت آغازه

میبری ماده خرت را حجله

با تانی نه که با این عجله

بشنو این پند زه بابای خرت

پدر با ادب و با هنرت

تاکه اسباب مهیا نشود

موسم عقد تو بر پا نشود

پس از امروز برو بر سر

تا نهند آمیان پشتت بار




 

1 هفته !

رييس شركت به منشي گفت كارهات و برس ميخواييم 1 هفته بريم مسافرت
 
منشي زنگ زد به شوهرش گفت : 1 هفته بايد برم ماموريت كاري
 
شوهرش زنگ زد به دوست دخترش گفت خودت و آماده كن 1 هفته بايد بيايي پيشم خونمون
 
دوست دخترش : زنگ زد به شاگردش چون معلم خصوصي بود گفت 1 هفته مرخصي
 
شاگرد زنگ زد به پدر بزرگش گفت اين هفته من كلاس ندارم بريم بيرون بگرديم و هوا خوري
 
پدر بزرگ : زنگ زد قرارش با منشي شركتش واسه مسافرت كنسل كرد ...