1 هفته !
رييس شركت به منشي گفت كارهات و برس ميخواييم 1 هفته بريم مسافرت
منشي زنگ زد به شوهرش گفت : 1 هفته بايد برم ماموريت كاري
شوهرش زنگ زد به دوست دخترش گفت خودت و آماده كن 1 هفته بايد بيايي پيشم خونمون
دوست دخترش : زنگ زد به شاگردش چون معلم خصوصي بود گفت 1 هفته مرخصي
شاگرد زنگ زد به پدر بزرگش گفت اين هفته من كلاس ندارم بريم بيرون بگرديم و هوا خوري
پدر بزرگ : زنگ زد قرارش با منشي شركتش واسه مسافرت كنسل كرد ...
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ ساعت توسط پسر پاییزی
|
دست نوشته های پسر پائیزی +