یه دقیقه!
یعنی خدام می دونسته دلم برات خیلی تنگ میشه که روز آخری که می خوای برای یه سال تنهام بذاری و بری گذاشته یه دقیقه بیشتر باهات باشم؟
حیف بازم زود رد شدی...
خیلی خوب اومدی ولی بد بد داری میری... مثه همیشه ...
روز اولی که اومدی کلی نشونه های تغییر داشتی ولی فقط یه ماه دووم آوردی و باز بهم نشون دادی تو پاییز خود منی٬ پاییز همیشگی و دوست داشتنی من با یه عالمه غم و گریه... غروبای سرد و بادهای ناگهانی و بارونای ریز ریز و یه عالمه برگ قشنگ...
آره تو خود پاییز پسر پاییزی هستی! ناراحتم که داری می ری اما خوشحالم که بهم فهموندی پسر پاییزیم با خصوصیات خاص خودش! من خودمم و تو همون خودت٬ ممنون واسه همه چیزایی که بهم دادی و خواهی داد...
خیلی سخته روزی که داری می ری باید به همه تبریک گفت. بهش میگن یلدا .. یلداتون مبارک.

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۳۰ ساعت توسط پسر پاییزی
|


دست نوشته های پسر پائیزی +