سکوت یعنی ...
سکوت
یعنی اما …
یعنی اگر …
یعنی هزار و یک دلیل که
“دل” میترسد بلند بگوید …
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۶ ساعت توسط پسر پاییزی
|
یعنی اما …
یعنی اگر …
یعنی هزار و یک دلیل که
“دل” میترسد بلند بگوید …

میدانی رفیق . . . .
سردش بود . . .
همه چی یه جورایی بدجور گره خورده!
یعنی دیگه چیزیم مونده که گره گور نداشته باشه زندگی!
اصلا این پاییز امسال و دوست ندارم ... دیگه از غم گذشته یه چیزی شبیه مصیبت شده!
اولین پاییزیه که اصلا دوست نداشتم بنویسم هیچ حس خوبی ندارم!
چند وقته خیلی خیلی بد میارم! دست روی هرچیزی میذارم یه مشکلی پیش میاد
اون از اون! اینم از این! چی بگم!
اتفاقای بد، خیلی شیک کارم و از دست دادم و خیلی شیک تر سایتم درآمد نزدیکه صفره!
کی نفرینم کرده خودش بیاد بگه یه جورایی حساب می کنیم نه سیخ بسوزه نه جیگر من!
امیدوارم پاییــــــــزجون این یه ماه آخرو که متولد شدم دنیای جدیدی رو متولد کنی برام!
ببینیم چیکار میکنی فصل من! (دمت گرم! ازونا)