از پنجره کوچک تنهاییم
با تو حرف می زنم
و از پشت دیوارهای دلتنگی هر شب
با قایق شکسته ام بر روی اشک ها
برای یافتن تو
تا انتهای ظلمت
پارو می زنم ...
 
 
تنهایی نیلی به رنگ تنهائی
تنهائی به رنگ تو!
تو مثل تنهایی...
و این غم!
این غمی که آذین بسته است
دلم را امشب ...
 
 
 
تنهايي
وسعتي است بي پايان
براي رسيدن به بي نهايت ...