تو می خندی حواست نیست
 
من آروم می میرم
 
تو می رقصی و من
 
عاشق شدن رو یاد می گیرم ...
 
 
 
چه جذابی! چه گیرایی! چه بی منطق ...
 
به چشمات میشه عادت کرد
 
توی دستای تو باید
 
به سیگارم حسادت کرد...
 
 
 
مرا پک می زنی آروم
 
خرابم می کنی از سر
 
رژ لب روی ته سیگار!
 
تن من زیر خاکستر...
 
 
 
تنم می لرزه و میری
 
حواست نیست
 
هوام و کام می گیری
 
حواست نیست
 
حواسم هست و می میرم
 
حواست نیست
 
کنارت اوج می گیرم
 
حواست نیست ...