ثروت کوروش کبیر

زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت:
چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود برنمی داری و همه را به سربازانت میبخشی؟
کوروش گفت:
اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟!
کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.
کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت:
برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.
سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.
مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند.
وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.
کوروش رو به کزروس کرد و گفت:
ثروت من اینجاست. اگر آنهارا پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم.
زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهرهاند
مثل این میماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد!
پ ن: لطفا از متن فوق تفسیر سیاسی نکنید ...
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۱۲/۰۶ ساعت توسط پسر پاییزی
|
دست نوشته های پسر پائیزی +