منو دیدی ولی کاری نکردی
نگفتی این شکستن درد داره!
مهم نیست آخرش بد میشه یا خوب
همیشه قصه یه نامرد داره...
با این شعر کاملا بی ربط به وبلاگم! شروع کردم آخه دارم الان این آهنگ و گوش میدم ... خوانندش بابک جهانبخش و اسم آهنگش رفتی و شکستی ..(
اینم لینک دانلود آلبومش) دانلود کنین ضرر نمی کنین.
بگذریم ...
یه چند وقتی هست که دارم روی پروژه پایانی کلاسم کار می کنم .. خیلی زود مدل سازیش تموم شد فقط مونده بود یه پتوی تا خورده که یه روز کامل وقتم و گرفت. هر کاری می کردم طبیعی در نمی اومد. بالاخره طبق معمول از ترفندهای افینیشی استفاده کردم و مدل سازیش کردم.
بعد از مدل سازی تازه اول بدبختیم بود. من بودم و ماده متریال و تکسچر و از همه مهم تر نورپردازی! .. هنوزم که دارم اینجا می نویسم ماتم گرفتم آخه نتونستم درست و حسابی و در حد یه پروژه پایانی نورپردازیش کنم.. ۴تا آباژور داره توی محیط با ۲ تا پنجره! که این میشه یه عالمه نور و درد سر!
از پنجره هاش دوتا نور داخل محیط شده انگار خورشید داره می تابه و دوتا آباژوراش خیلی باید نورانی باشه و دوتای دیگه ش خیلی کمتر .. حالا مصیبت من اینه که یا نور خیلی زیاد میشه یا تاریک خونه! امروز یکم طبیعی ترش کردم و توی هفته دیگه تمومش می کنم .. الان عکس و نمیذارم چون زشته..
دوست دارم این آخرین پروژم هم به خوبی و خوشی بگذره ... می خواستم یه انیمیشنم بسازیم واسش که فکر نکنم وقت بشه.. ولی حتما می خوام این کلاس و ادامه بدم ... آخه می گن استعدادشو دارم .. امیدوارم که بشه ....!
پ.ن:
ندارد!